یا هادی من استهداه
عقل گویدشش جهت حد است و دیگر راه نیست
عشق گوید راه هست و رفته ایم ما بارها
عاشق این جور کلافه شدنم . اینکه از کارت سر در نیارم . اول وآخرشو نفهمم . فقط یه دفعه چشم باز می کنم میبینم همه چی سر جاشه .
خدایا امشب یه جوردیگه ای دیدمت . همیشه مهربونیتو میدیدم اما این بار یه طور دیگه ای بهم نشون دادی که چه قدر مهربونی . آخدا هنوز کلامم تموم نشده شاید جاش نباشه اما دلم میخواد فریاد بزنم که دلم خیلی برات تنگ شده .
تو چی ؟ بذار خودم جواب خودممو بدم : مگه میشه من به یاد تو باشم و تو قبل از من نگاهم نکرده باشی .
آخدا ! چه جوریه این سیستم هدایتت . خیلی باحال عمل می کنه . هر بار یه جوری یه بنده سرگردونو جذب میکنه .
امشب هم از اون شبهاییه که شور ایمان رو تو چشم یکی از بنده هات دیدم . دیدم کسی که هیچ وقت به یادت نبود الان چه جوری افتاده بود رو دور و واست غزلخونی میکرد . صحبتش ردیف و قافیه نداشت ولی پر شعر بود . پر اخلاص . پر ازمحبت
خدایا چه جوری با بنده هات حرف می زنی که به این قشنگی هدایتشون می کنی .
کسانی رو که حتی شاید هیچ کس حوصله دیدنشونو نداشت حتی خود من ، الان دلم میخوام بشینه و اون از تو برام بگه .
خیلی جالبه . برای هر کسی یه تابلوهای خاصی قرار می دی . خدایا تو چه خوب ما رو می شناسی و تو هر کی رو بخواهی هدایت می کنی . والله یهدی من یشاء
خدایا بزرگی و مهربونیت اون قدر خیره کننده است که نمی تونم درک کنم . نگاهت اونقدر نافذه که تا عمق جانمون نفوذ می کنه . کلامت اونقدر شیرینه که بر دلمون میشینه .
می بینی خدا چه قدر کلافت شدم . یادی هم از نور هدایت کنیم . از حسین (علیه السلام ) . داره کم کم بوی محرم میاد . صدای بغضهای مانده تو سینه داره آروم آروم آزاد میشه :
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین
آقا دیدم که کشتی نجاتی . من که می دونم چه طور وقتی دلم از این دنیا خسته میشه با یاد تو پر از نشاط میشم .
من که میدونم اگه یه لحظه به یادت بیفتم تا مدتها نگاهت پشت سرمه . آقا دعام کن .خیلی محتاج دعام.
آقا دعام کن که دنباله رو تو باشم . دعام کن که خجالت زده مادر نباشم . دعام کن تا مهدی (عج) دعام کنه . واسه مهمونای اما رضا هم دعا کن .
و کلام آخر : این سبب المتصل بین الارض و السماء
یا علی